منهاج سراج
98
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
سال ، كه پادشاه غازى شهادت يافت ، در بند فتنه و وقايع مفتوح گشت و چنگيزخان مغل [ عليه اللعنه هم ] درين سال خروج كرد ، و در ممالك [ جمله ] چين و طمغاج [ و مضافات و نواحى آن شر و ] فساد [ و تمرد ] آغاز نهاد . و در جمله كتب مسطور است ، كه اول [ از ] علامات قيامت خروج ترك است ، و جماعت ثقات صادق القول چنين روايت كردند [ ( 1 ) ] كه پدر چنگيزخان را تمرچى [ ( 2 ) ] تتار نام [ بوده و ] مهتر قبايل مغل بود ، [ و در ميان قبايل و ] قوم خود فرمانده بود ، وقتى در شكار [ گاه ] مرغى كه طغرل نام آنست ، بدست او افتاد ، او را طغرل تگين [ ( 3 ) ] لقب شد ، و در همه آفاق [ ( 4 ) ] هيچ كس آن مرغ را نشان نداده بود [ ( 5 ) ] كه بدست پادشاه [ ( 6 ) ] افتاده است ، [ و ] او را بزرگ داشتند ، و در ميان قبايل مغل يك ترك ديگر هم بود ، بزرگ و فرمانده ، و سرور و محترم ، و همه قبايل مغل در فرمان [ اين ] دو كس بودند ، و آن جماعت جمله مطيع و فرمان بردار خاندان التونخان طمغاج بودند ، و خراجگزار ( ان ) دودمان او . اما در ميان ايشان فساد و دزدى و زنا بسيار بود ، و بر قول و فعل ايشان جز كذب و فساد [ و دزدى و زنا ] نرفتى ، و همه اطراف قبايل ترك بدست فساد و فتنه [ ( 7 ) ] ايشان درمانده بودند [ و ] بدين اسباب و حركات از [ ( 8 ) ] درگاه التونخان بر ايشان مذلت بسيار كردندى ، و زر و اسپ فراوان
--> [ ( 1 ) ] مط و مب : كردهاند ، [ ( 2 ) ] اصل : تمرجى ، مط و مب : تمرچى ، در حاشيهء مط نوشتهاند ، كه در هر چار نسخه چنين است اما در ديگر تواريخ تيمورچى نام چنگيزخان بود راورتى تمرچى نوشته و در حاشيه گويد : كه تمر در تركى بمعنى آهن است و چى از اداتى است كه به آخر كلمات ملحق و معنى سازنده و نماينده را افاده مىكند ، مانند توپچى و غيره و در اين جا بايد تمرچى را بآهنين ترجمه كنيم چون در تمام نسخ چنين نوشته شده ، متن مؤلف عينا آورده شد ولى باتفاق مورخين پدر چنگيزخان يسوگاى بهادر بود كه در ( 563 ه ) از جهان رفته و خود چنگيزخان ( تموچين ) نامداشت چون كلمات تمرچى و تموچين بهمديگر نزديكى دارند شايد مولف را سهوا خلط آن دست داده باشد درين موضوع بكتب معروف تاريخ رجوع شود گويند : تموچين نام فرمانروائى بود كه در ايام تولد چنگيزخان از طرف يسوكا مستأصل شد ، و هم ازينرو بنام وى پسر خود چنگيز خان را مسمى داشت ولى اسم چنگيزخان كه بمعنى خان بزرگ و ملك الملوك است بعد از شهرت و جهانگيرى به اين فاتح خونريز داده شد : از ان رو كه معنى چنگيزخان بود خان خانان به تورى زبان [ ( 3 ) ] اصل : تغرل تكين [ ( 4 ) ] مط و مب : اوقات [ ( 5 ) ] مط و مب : نداده است [ ( 6 ) ] مط و مب : پادشاهى [ ( 7 ) ] مط و مب : فتنه و فساد [ ( 8 ) ] مط و مب : بر درگاه